دختر دوست داشتنیم
رها جونی مامان سلام
خوبی عشقم؟
رها جونی الان دوتا کلمه جدید یاد گرفتی:
د د (د ا دا )
ن ء ن ء
البته دومی را خیلی تکرار میکنی نه نه نه نه ....
الهی مامان قربونش بره .
رها روز به روز با نمکتر میشی.
راستی بعضی وقتها یه چند ثانیه ای بدون هیچ کمکی وامیستی
بعد زودی میوفتی
اشکال نداره که بلاخره موفق میشی.
بخاطر اینکه تو آشپزخونه نری جلوی درب آشپزخونه رو صندلی میذاریم،میای اونجا بین دوتا صندلی وامیستی اونقدر تلاش میکنی تا بلاخره موفق میشی یه فاصله کوچک بین شون ایجاد کنی ، با هر زحمتی که هست از بینشون رد میشی و به سرعت با حالت چهاردست و پا میری سمت پیاز سیب زمینی ها
یا میری تو کمد اتاق خواب(اگه درش باز باشه) اونجا را بهم میریزی،یا میری تو حموم و...
رها اینجا رها اونجا رها همه جا
خلاصه حسابی مارو مشغول کردی.
کار من و بابایی و خاله مریم(بخاطر اینکه من میام سرکار پیش ماست تا از تو مراقبت کنه) اینه که فقط دنبال تو باشیم.
بخاطر این فعالیتت حسابی لاغر شدی مامانی
اگه عید فطر بریم ماسال مامان جونی تورا ببینه حتماً کلی شاکی میشه که چرا رها انقدر لاغر شده، شما ازش مراقبت نمیکنید!!!!!!


دختر دوست داشتنیم 
